دارم میرم تک و تنها.......
هیچ وقت برای تو
اشکی نریختم...
باور نداری?؟
.
.
تو باید میرفتی ,
فقط
فقط برای حرفای گذشته ی تو ,
و سادگیهای خودم اَشک ریختـــــــ م
به قول ِ خودت
من دیگـــ ه اون دختر 15 ساله نیستم!
از اون موقع ها 3 سال گذشته!!
فقط من موندم
توی ِ همون اتاقک تاریک و کوچولو پشت ِ همون بوم...
وای چه زود گذشت ...
می بینی دیوونه هنوزم گذشته ها رو دارم
به هَر طرفِ اُتاق که نِگا کنی می بینیشون
چون کوبوندمشون رو دیوار.!
نــَـ ه نـَــ ه
شروع نمیکنم دیگه همه چی تموم شده
برو به سلامت
حالا که رفتی پس دیگه هیچ وقت برنگرد
چون من دیگه اون دختر ِ ساده ی 15 ساله نیستم...(!)
یادِت همیشه هجوم میاره رو خوشبختیام!!!
این رفتنا و اومدنات داره دیوونم میکنه.
