
چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز…
روز میلاد…
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
تولدم مبارک

"چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز…
روز میلاد…
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
تولد مبارک"
تولدت مبارک داودم تو منو تنها گذاشتی رفتی با یکی دیگه اما من هنوز به یادتمو منتظرم اما میدونی که از انتظار متنفرم تولدت مبارک باشه ایشالله که ۱۰۰ سال زنده باشی در کنار همسرت اما خیلی بد کردی باهام میدونی که نمی بخشمت خودتم اینو خوب میدونی اما الان دیگه تو پیش من نیستی من دیگه تو قلب تو جایی ندارم!!!!!!!!!!! تولدت مبارک!!!!!!!!!!
چو رنگی از رو رفته
بر سر قاب بی خط دنیا مانده ام
تمامی افق های دنیا
جرعه ی نفسم نمی شود
چه کنم؟
به تو پناه آرم که از من دوری
یا که به سنگینیه این غربت بی جان
جان ببخشم و بمیرم
یا که درگیر احساس تو خار شوم و بمانم
چه کنم؟ هان؟
همه شب گریه تا خواب بس نبود
سیلی آبدار به تن دل بس نبود
من دگر از دست رفته ام
صورتی بی کسر گشته ام تو بگو چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

"از توی همون اتاقک قاصدک خبر میاره
یه نفر داره میمیره تنها و این چه روزگاره
کی دلش این همه سنگه که اونو گذاشته رفته خیلی ساله خیلی وقته نه یکی 2 روزو هفته
مگه رفته از تو یادش تنها همدمش تو بودی کوه پر صبر و صمیمی واسه گریه هاش تو بودی توی این روزا عزیزم منتظر باش بر میگرده کوره داغ جدایی دیگه خاموشه و سرده![]()
.............. "
تولدم مبارکککککککککککککککککک تفلدم مبارکککککککککککک فردا تولدمهههه تازه میشه ۱۸ سالمه هنوز کوچیکم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گاهي كه دلم
به اندازه ی تمام غروبها مي گيرد
چشمهايم را فراموش مي كنم
اما دريغ كه گريهء ، دستانم نيز مرا به تو نمي رساند
من از تراكم سياه ابرها مي ترسم و هيچ كس
مهربانتر از گنجشكهاي كوچك كوچه هاي كودكي ام نيست
و كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را نمي شناسد
و يا كابوسهاي شبانه ام را نمي داند
با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست
از دل هر كوه كوره راهي مي گذرد
و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد
و شبي نيست كه طلوع سپيده اي در پايانش نباشد
از چهل فصل دست كم يكي كه بهار است
مـــ-ن هنــوز تورا دارم
گر تا قيامت هم نيايي ! چشم انتظارت مي نشينم...........
همش میگم یه روز میای چشم انتظارش میمونم تا روزی که پیشم بیاد واسش ترانه میخونم هر روز سوال رفتنش میسوزم از خیانتش محبتام یادت بیاد گر چه نبود لیاقتت وقتی تو خوابه من میای حس میکنم تنها شدم اما چه سخته بی تو تو تنهایی رها شدن وقی چشمات یادم میاد اشک تو چشمام حلقه میشه اون که تو رو ازم گرفت الهی آواره بشه...
فکر نکنی یه ساده ام که پا به پا باهات میام تنها دلیل موندم اینه که من تو رو می خوام خیانتت آتیش زده به تارو پود زندگیم من دیگه دوست ندارم تموم شده دلبستگیم ...

"گفتم بهت کاری ندارم رو شونت سر نمیزارم برو از تو روزگارم من دیگه راهی ندارم دیگه پا رو دل گذاشتم جز تو هیچ کس و نداشتم میدونم عهد و شکستم به خدا که پشیمونم بیا و یه فرصتی بده میخوام عاشقت بمونم هی میگم دیگه تمومی نمیخوام پیشم بمونی هی نگو کسی ندارم من میخوام تنهات بذارم اما نه عشق من باش همه روزگار من باش بیا این دفعه گذشت کن کینمو از دل به در کن برو تو از روزگام من باهات کاری ندارم خنده هات بلای جونم تیشه بود به استخونم ...

سلام مادر بزرگ عزیزم چقدر دلم برت تنگ شده قرار بود جمعه یعنی امروز بیام ببینمت یهو چی شد چرا تنهام گذاشتی مادربزگ خوب و مهربون چقدر دوستت دارم تنها شدم دیگه مامان بزرگ ندارم دلم آتیش میگیره امروز شب سومت بود چقدر اشک ریختم چقدر دعا خوندم خدایاااااااااااااااااااامادر بزرگ عزیزم آی خدا سوختم داغون شدم خدایاااااااااااااااااااااادلم برای بابا بزرگم میسوزه تنها شد الهی بمیرم مامان بزرگ جونم دیگه راحت میخوابی شبا دیگه بابامو صدا نمیکنی که بهت آب بده راحت میخوابی دیگه خمیده نمیخوابی صاف و راحت میخوابی کاش منم با خودت میبردی بمیرم برای تنهاییت بمیرم برای بی کسیت ای خداااااااااااااااااااا امروز رفته بودم بهشت زهرا چقدر جنازه چقدر قبر چقدر آدم بهشت زهرا دیگه جا نداشت ای خدا من مامان بزرگمو میخوام دیگه داغون شدم خدای من کمرم دیگه راست نمیشه ای خدااااااااااا

خدایا خودت رحمتش کن!
" چی شد اون همه حرفات یادته میگفتی دوست دارم میگفتی عاشقتم باهات میمونم یادته بهم میگفتی هیچ موقع تنهات نمیذارم چی شد این همه حرفات یهو چی شد یه چیزی مثل یه طوفان اومد و همه چیز رو خراب کردیادته قسم میخوردی این حرفات کجا رفته خدایایاااااااااا تو بگو من کجای کارم اشتباه بود به کی بدی کردم همش مثل یه خواب بود یه دفعه از خواب بیدار شدم دیدم هیچ اثری از اون حرفات نیست خودمو میبینم توی اتاق تاریک و تنها نشستم قلبمو شکستی حالا همه ی حرفات ثابت شد من شدم تنها خسته تنهای تنها ...چی شد اون همه گریه هات اون همه دوست دارم ها همش خواب بود یعنی من 4سال خواب بودم خیلی زیاده مثل یه خواب زمستونی بود یادته گفتی برای همیشه خداحافظ من گریه میکردم ولی تو میخندیدی هنوز صدای شکستن قلبممو میشنوم دیگه نمیتونم تیکه های قلبمو جمع کنم هنوز سردی نگاهتو حس میکنم ........چی شد اون همه حرفات همش دروغ بود دروغ...........

هيچ دفتر خاطراتي دوباره نوشته نميشه ..
اما اگه ميشد دفتر خاطراتم رو دوباره از نو بنويسم ..
اينبار مي دونم چطور بنويسم ...
ولي افسوس که ديگه هيچ کدوم از خاطراتم رو نمي تونم دوباره بنويسم !!!
به سوگ خود نشستم و لحظه لحظه شکستم ...
...
چه بود جز به تو دل بستن ای اميد نگاهمممممم؟؟؟؟؟؟؟؟
"من که نفرینت نکردم خدا اون بالا نشسته هوای دلی رو داره که به دست تو شکسته"

ساده میگم تا بدونی صبر منم سر اومده بذارو از پیشم برو خوبی به تو نیومده خدا کنه که از دوریم حسرت و غصه بمونه بهونه های رفتن و همیشه یادم میمونه خیلی بدی کردی ولی بازم بهت گفتم نرو شاید که باورت بشه خیلی دوست دارم تو رو..... دیدی که جام خالی نموند یه بی وفا جامو گرفت الهی آواره بشه اون که تو رو ازم گرفت اسیر زاری بشی الهی آتیش بگیری رسوا بشی بی آبرو تو اوج خفت بمیری خدا کنه که دغدغه ات تموم زندگیت بشه تو اوج نا باوریا عشقت ازت جدا بشه من و فروختی بی وفا به اون که عاشقت نبود چه شده من تنها شدم رسم رفاقت این نبود به من بدی کردی ولی به اون میگی دوستش داری من و پروندی که حالا دست روی دستاش بذاری دیدی که اون دوست نداشت تو رو واسه خودت نخواست اونم یکی مثل تو بود اونم مثل تو بی وفا دلم میگم نفرین کنم اما لیاقت نداری آتیش بگیره اونیکه دست روی دستاش میزاری الهی دستای منو توی دست عشقم ببینی وای که دلت بسوزه و توی حسادت بمیری چه ساده رفتی بی فا چشمام ازت خوبی ندید چه ساده میفروشی من و به هر کی که از راه رسید ..........
